تبليغاتX
من نخبه نیستم!

يكي از مسائلي كه هر انسان عاقلي براي هر كاري كه انجام مي دهد در نظر مي گيرد هدف و غرض از انجام آن كار است . غرض از تعريف نخبه چيست ؟ اصولاً غرض از تعريف‌ هايي كه مي‌كنيم چيست ؟

 

 معمولا غرض از تعريف كمي به دست آوردن معياري است كه كساني كه در تعاريف كيفي مي گنجند را شناسايي كنيم . مثلا به طور كيفي مي دانيم كه نخبه كيست مي خواهيم معياري به دست بياوريم كه نخبه را از غير نخبه تشخيص دهيم .

 

معمولا هر جا كه سخن از تعريفي كمي است غرض دادن امتيازي يا تعيين حدود و وظايف و حقوقي است . كساني كه در دايره يك تعريف كمي مي گنجند يا قرار است به آنها حقوقي داده شود يا وظايفي از ايشان خواسته شود يا هر دو . مثلا همه به طور كيفي مي دانيم كه مسلمان كيست و مي دانيم كه مسلماني حقيقي داراي مراتبي است و چه بسا كه خيلي از مسلمانان اسمي به حقيقت مسلمان نباشند . اما معياري مثل شهادتين و قبول ِهر چند ظاهري اسلام معياري است كه با آن ء فرد در زمره مسلمانان محسوب مي شود و بايد از قوانين جامعه اسلامي پيروي كند و جامعه هم براي او حقوقي قائل است و در كل حقوقي له يا عليه او اجرا مي شوند .

 

 با اين تفاسير ما با تعريف نخبه مي خواستيم براي گروهي از مردم حقوق و وظايفي قائل شويم

تا آنجا كه در اين مرز و بوم ديده ايم هر گاه سخن از تعريف نخبه شده غرض دادن جايزه اي ء معافيتي چيزي بوده است و محدوديت بودجه يكي از معيار هاي مهم در تعيين معيار هاي نخبگي به شمار مي رفته . مثلا اگر فرض شده است كه رتبه برتر در كنكور آوردن يكي از نشانه هاي برتري استعداد است ‌‍؛ چون بودجه نداريم فقط به رتبه هاي " يك تا فلان" نخبه مي گوييم و يكي بعدشان هم نخبه نيست . از بي عدالتي و حق و نا حقي كه مي شود اگر بگذريم از اين نكته نمي توانيم بگذريم كه اين تعاريفي كه ارائه شده هيچ كدام تكليفي را بر دوش نخبگان نمي گذارند و فقط موجبات جايزه و كسري بودجه اي براي وزارت نخبه پروري را فراهم مي آورند و مسلما موجب دامن زدن به توقعات نا مربوط عده اي مي شوند .

 

 مشكل حقي است كه تكليفي ندارد . نه كه ندارد دارد ولي مگر مي شود به نخبگان گفت بالاي چشم شما ابروست . البته عده اي هم هستند كه شديدا مشتاق كار علمي كردن براي كشورشان هستند ولي از آنجايي كه وزارت نخبه پروري جايزه دادن برايش راحت تر است تا اينكه بنشيند و مشكلات صنعت و كشور را مديريت كند و از اين عزيزان بخواهد كه پژوهش انجام دهند و بعد باز نتايج تحقيقات و پژوهش هاي اين نخبگان عزيز را عملي كند لذا ترجيح مي دهد فعلا هيچ نامي از وظايف نخبگان نبرد چون جايزه دادن هر چقدر هم گران تمام شود از اين كارها كم دردسر تر و راحت تر است .

 

براي چه نخبه را تعريف كرده اند ؟ براي اينكه جايزه دهند و مي دانيم كه نخبگان حقيقي منحصر به اين گروه نيستند و حقيقت نخبگي را با هيچ معياري نمي توان سنجيد همچنان كه حقيقت مسلماني را با هيچ وسيله اي نمي سنجيم . ما به كساني احتياج داريم كه كشور را بسازند و كشور را بهتر بسازند و قرار است به آنها بگوييم نخبه . حال ما كه سر اسم دعوا نداريم نخبگان حقيقي هم به دنبال اسم و شهرت نيستند بياييم در هر مقامي و هر جايي به جاي اسم گذاشتن روي آدم ها بگرديم و بهترين ها را پيدا كنيم .

 

سخن من اين است كه تشخيص نخبگي با آيين نامه و مصوبه و ... نمي شود . سيستم ها و نظام ها را بايد عوض كنيم . سيستم بايد خودش نخبه را جذب بكند . يعني سيستم بايد بهترين را جذب كند و اين كار مسلما وقتي ممكن است كه مسابقه اي بين كساني كه ادعاي بهتر بودن دارند صورت گيرد .

 

پيشنهاد غرب زده ما به صنايع و شركت ها اين است كه همچنان كه شركت هاي خارجي براي حل مشكلات خودشان در سطح دانشگاه ها و مدارس مسابقاتي برگزار مي كنند - كه بعضا خود صورت مسابقه به صورت كوتاه مدت يا بلند مدت پاسخ يكي از مشكلات آن صنعت است و مي توان از نتايج مسابقه صرف نظر از اينكه چه كسي برنده شده راه حل مناسبي براي مشكل پيدا كرد و برنده اين مسابقات يك گزينه خوب براي استخدام يا همكاري با شركت مذكور است و معمولا به كار گرفته مي شود -  ما نيز مسابقاتي از اين دست براي حل مشكلات خودمان ( توجه كنيد مي گويم مشكلات خودمان نه مشكلات آنها كه براي ما جنبه سرگرمي و معما دارد و هنوز مشكل ما نيست ) در سطح دانشگاه ها برگزار كنيم .

 

منظور از مسابقه اين است كه مسائل مهم صنعت (يا مسائلي كه در آينده مسائل مهم صنعت مي شوند و براي پيشرفت كشور به آنها نيازمنديم يا مسائلي كه توسط آنها مي توانيم نيروي كار مناسب خود را تشخيص دهيم كه معمولا اين مسابقات كلاسيك تر برگزار مي شوند-) را به بخش هاي كوچك تقسيم كنيم و در مورد راه حل هاي هر بخش مسابقات جذاب و عملي برگزار كنيم . با اين كار براي حل كردن يك مشكل به جاي اينكه تنها نظر عده اي مشاور را گرفته باشيم (كه موجب رانت خواري هاي بسيار و كند شدن روند كار مي شود) راه حل ها و نظرات متعددي به سويمان سرازير مي شود كه مي توان بهترين را انتخاب كرد . و چون مسئله كوچك شده است افراد از كار كردن روي آن نمي هراسند و كم كم تحقيق و پژوهش در بين دانشگاهيان از وظايف اصلي شناخته مي شود . و ياد مي گيريم مسئله كوچك خودمان را حل كنيم نه معماي سخت همسايه . 

نوشته شده توسط آذری در ساعت 12:7 | لینک  | 

 آره.. راست ميگي .. قبول .. حرفت را كاملا قبول دارم ..در بست!

درسته ! نخبه كسي نيست كه در المپياد مدالهاي رنگي بياورد يا نخبه رتبه يك تا n   كنكور نيست ! خوب تو بگو" نخبه كيه ؟! "

نخبه كسي است كه كار بكند ..دلش بسوزد براي كشورش .. كار تحقيقاتي بكند .. به يك دردي  بخورد .. نخبه اونيه كه اهل عمله !!! نخبه كسي است  كه دغدغه دارد .. مي‌خواهد كار بكند ( شايد حتي بلد هم نباشد چه طوري؟.. ولي مي‌خواهد و تواناييش رو هم دارد )

آره ! كي گفته آن روستايي اي كه با زحمت شيمي قبول شده از آدمي كه زير باد كولر درس خوانده و فلان رتبه شده كمتر نخبه است ؟!

نخبه فقط آن المپيادي اي نيست كه هر جا رفته كلي تحويلش گرفتند و بهش جايزه دادند . آن كسي هم كه با مشقت كار تحقيقاتي كرده و آخرش هم خيلي تحويل گرفته نشده نخبه است . بلكه نخبه تره !

ولي دوست من، فقط صورت مسئله را نگو ! فقط اعتراض نكن ! تو كه مي داني اينها نخبه نيستند بگو نخبه كيه ؟!

همه حرفات درست ! ولي اين حرفها زياد گفته شده اند اگر چيز بيشتري مي‌داني بگو !  نمي‌گويم خودت وارد عمل شو ولي اگر تعريف جديدي از نخبه داري ارائه بده ! يه تعريف كمي ! شما  كه به اين تعريف اعتراض داري بگو ! يه راهي ، يه روشي نشان بده كه مسئولين و كساني كه مي‌خواهند براي نخبگان كاري انجام بدهند با توجه به امكانات كم و بودجه كم بتوانند آنها را شناسايي كنند .. همه قشر جوان و دانشجو نخبه اند ولي نمي توان براي همه آنها خيلي از كارها را انجام داد ( به دليل كمبود بودجه و امكانات و اين حرفها )

"جنبش نرم افزاري و توليد علم و... اين حرف ها كه زده ميشه بيشتر در مورد خود حرف بحث ميشه تا اينكه كسي بياد به اين حرف ها عمل بشه" (اين كپي حرف يه آدم دغدغه منده كه دنبال عملي كردن اين حرفهاست)

فرض كن من يا خودت مي خواهيم كاري براي نخبه ها انجام بديم . با چه معياري بايد پيداشون كنيم . اين يك سؤال بي جواب نيست فقط به يك كم فكر و بحث بيشتر احتياج داره . ضمن بحث كردن با يك گروه به اين نتيجه رسيديم كه :

نخبه ها چهار دسته اند :

1-     المپياديها ، رتبه هاي برتر كنكور ،(اوني كه از بچگي كلاس روباتيك رفته ! ) و كلا كساني كه تا به حال موفقيت هايي در مسابقات كسب كردند و با استعداد هستند ؛ ولي فكرشون و سيستمشون اينه كه يه درسي بخونند و يه جايزه اي بگيرند و خيلي اهل عمل نيستند ( مسلما همه المپياديها و رتبه هاي برتر كنكور اينگونه نيستند ! ) بايد اين گروه را به نحوي به حركت واداشت و به جنبش در آورد ؛چرا كه استعداد و توانشان مي تواند بسيار مفيد باشد و اگر بخواهند كارهاي بسيار مفيدي از دستشان بر مي آيد .

2-     آدمهاي با دغدغه و با استعدادي كه ( چون از بچكي كلاس روباتيك نرفته اند )تا به حال كار خاص و موفقيت آميزي نتوانسته اند انجام دهند ولي اگر كمكشان كني و زير پر و بالشان را بگيري شديدا مشتاق كار كردن هستند .

3-     دسته ديگري از المپياديها و آدمهايي كه تجربه انجام كاري را دارند و تا به حال موفقيت هايي كسب كرده اند و در عين حال دغدغه مند هم هستند.( اينا خيلي به درد مي خورند! )

4-     هيچكدام !!

گروه آخر را بچه ها اضافه كردند !

براي پيدا كردن و جذب كردن هر كدام از اين گروه ها پيشنهادي داريد شديدا استقبال مي شود !

در ضمن تمام حرفهايي كه گفتم كپي رايت داشت ! گوينده اكثرشان من نبودم . من فقط اين حرفها را جمع كردم و از شما كمك خواستم ! 

نوشته شده توسط آذری در ساعت 21:48 | لینک  |